
برا پروژه دانشگاه رفته بودم یه روستایی با یه چوپان رفیق شده بودم
گفت که منم میخوام درس بخونم با سواد بشم
2 سال بعدش رفتم پیشش گفت مدرسه میرم
بش گفتم حالا که باسواد شدی زندگیت چه فرقی کرده؟
گفت قبلا می ایستادم گوسفندامو میشمردم
الان دراز میکشم پاهاشونو میشمرم تقسیم بر چهار میکنم تعدادشون درمیاد
:: موضوع مرتبط :جوک
:: برچسب ها :جوک جدید, طنز, پ ن پ, استاتوس, جوک خنده دار
برچسب:
نویسنده: نیکا عباسی